به گزارش خبرنگار مهر، ماجرا از ۱۴ مرداد آغاز شد؛ زمانی که خبرنگار مهر برای پیگیری مطالبه مشکلات آب در روستای «علی آباد خالصه» با حمید دانشآموز، فرماندار پیشوا، ارتباط برقرار و درخواست مصاحبه کرد، پاسخ فرماندار این بود: «هفته آینده در خدمتم.»
این پاسخ در حالی بود، که مشکلات آب حتی برای یک و چند ساعت نیز مردم را آزار می دهد، اما در هر صورت خبرنگار مهر چاره ای جز صبر برای هفته بعد نداشت و مطابق روال هماهنگی برای دیدار با فرماندار، موضوع را با روابط عمومی فرمانداری پیشوا نیز در میان گذاشت، که به وی اعلام شد، شنبه تماس بگیرد، تا در صورت خالی بودن وقت فرماندار، زمان مراجعه به وی اطلاع داده شود.
شنبه ۱۷ مرداد، همزمان با روز خبرنگار، ساعت ۹ صبح مجدداً با روابط عمومی فرمانداری پیشوا ارتباط برقرار و اعلام می شود، هر زمان فرصت داشتند، اطلاع دهند تا برای انجام مصاحبه به فرمانداری مراجعه کنم.
ساعت ۱۱، برای تعیین تکلیف زمان مراجعه مجدداً پیام داده شد و روابط عمومی فرمانداری، مجددا از خبرنگار خواسته است، حدود ساعت ۱۳ تماس بگیرد، تا زمان دقیق مراجعه مشخص شود.
ساعت ۱۳ و پس از تماس مجدد و چندباره خبرنگار مهر، این بار اعلام شد: «همین الان برای مصاحبه بیایید، مهمان آقای فرماندار رفته.» بر همین اساس، خبرنگار مهر بلافاصله راهی فرمانداری پیشوا می شود، تا مطالبه کم آبی اهالی روستا را از نماینده عالی دولت پیگیری کند و حدود ساعت ۱۳:۲۴ خود را به فرمانداری رسانده است، اما در بدو ورود، روابط عمومی اعلام کرد: حدود ۱۰ دقیقه دیر رسیدهاید و فرماندار کسالت داشته و برای استراحت رفته است.
در ادامه از خبرنگار مهر خواسته شد تا ساعت ۱۴ منتظر بماند؛ با این توضیح که ممکن است تا آن زمان برق برود و فرماندار از خواب بیدار شود.
ساعت ۱۴ نیز گذشت؛ نه برق فرمانداری رفت و نه فرماندار برای انجام مصاحبه حاضر شد، با وجود این، انتظار ادامه پیدا کرد و خبرنگار همچنان در فرمانداری منتظر ماند تا شاید بتواند، مشکل آب مردم علی آباد خالصه را پیگیری کند.
در نهایت، ساعت ۱۴:۴۵، پس از نزدیک به یک ساعت و نیم حضور و انتظار در فرمانداری، اعلام شد که خبرنگار میتواند، محل را ترک کند و ساعت ۱۶ یا روز بعد، ساعت ۹ صبح، مجدداً مراجعه کند.
در همین راستا سوالاتی در ذهن ایجاد می شود، که امیدواریم پاسخ داده شود:
۱- چرا یک خبرنگار برای گرفتن پاسخ درباره یکی از ابتداییترین مطالبات مردم، یعنی آب، باید سه روز در انتظار بماند؟ آیا پاسخگویی به یک مطالبه عمومی آنقدر دشوار است که فرماندار نمیتواند حتی در یک تماس تلفنی درباره آن توضیح دهد؟
۲- اگر فرماندار برای پاسخگویی به خبرنگار وقت ندارد، مردم برای شنیده شدن صدایشان باید به چه کسی مراجعه کنند؟ خبرنگار واسطه انتقال مطالبه مردم است؛ وقتی این مسیر هم بسته باشد، قرار است صدای مردم چگونه به مسئول برسد؟
۳- آیا «هفته آینده در خدمتم» پاسخ مناسبی به مردمی است که مشکل آب در روستایشان ممکن است ساعتها ادامه داشته باشد؟ آیا مسئلهای به این اهمیت میتواند چند روز در صف انتظار یک مصاحبه باقی بماند یا یکی از مهمترین اولویت های نماینده عالی دولت باشد؟
۴- چرا خبرنگاری که برای پیگیری مشکل مردم به فرمانداری مراجعه کرده، باید نزدیک یک ساعت و نیم منتظر بماند تا در نهایت به او گفته شود «محل را ترک کنید»؟ این رفتار چه پیامی برای خبرنگاران و افکار عمومی دارد؟
۵- اگر یک خبرنگار برای دسترسی به فرماندار با چنین موانعی روبهرو شود، یک شهروند عادی برای طرح مستقیم مشکل خود چه شانسی برای شنیده شدن دارد؟
۶- فرماندار پیشوا دقیقاً چه زمانی را برای پاسخگویی به مردم مناسب میداند؟ وقتی مطالبهای درباره آب مطرح است، آیا اولویت مدیر شهرستان نباید شنیدن، بررسی و توضیح دادن درباره همین مشکلات باشد؟
۷- چرا بهجای پاسخ روشن درباره مشکل آب روستای علیآباد خالصه، خبرنگار با وعدههای چندباره و زمانهای نامشخص مواجه شد؟ آیا مسئولان شهرستان پاسخی برای این مطالبه ندارند یا اساساً تمایلی به پاسخگویی وجود ندارد؟
۸- آیا در قاموس مدیریت شهرستان، پاسخگویی به مردم یک وظیفه است یا امتیازی که فقط در صورت خالی بودن وقت مدیر اعطا میشود؟
۹- اگر مشکل آب شرب مردم فوری نیست، فرماندار پیشوا بگوید دقیقاً چه زمانی یک مشکل برای مدیر شهرستان «فوری» محسوب میشود؟
۱۰- در روزی که مسائل مختلف استان تهران در سطح مدیریت ارشد استان در استانداری در جلسات با رئیس سازمان محیط زیست و نیز واحدهای تولیدی در حال پیگیری بود، آیا واقعاً برای فرماندار پیشوا امکان اختصاص چند دقیقه به شنیدن مطالبهای درباره آب مردم وجود نداشت؟ اگر وجود داشت، چرا این فرصت در اختیار خبرنگار قرار نگرفت؟
به نظر می رسد، وقت آن رسیده که مردم در پیشوا،شهرستان شهیدان ۱۵ خرداد، مدیرانی جهادی تر و پای کار تر داشته باشند.


نظر شما